شعر غروب جمعه برای امام زمان

تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا؟
آه! از
جمعه بی تو گله داریم آقا

من شب جمعه قرار تو دلم می‌خواهد
صبح فرداش کنار تو دلم می‌خواهد

به خدا منتظر آمدنت می‌مانیم
پای این عشق، اویس قرن‌ات می‌مانیم

تو دلت بیشتر از ما تب هجران دارد
سحر وصل همیشه شب هجران دارد

تا به اندازه شمعی که ز سر می‌سوزد
پر پروانه به امید سحر می‌سوزد

خیر از جمعه ندیدیم به والعصر قسم
بی تو ما طعنه شنیدیم به والعصر قسم

شاعر :صابر خراسانی
 

روزبزرگداشت سعدی

شعری از سعدی به مناسبت روزبزرگداشت سعدی

در اقصای عالم بگشتم بسی         به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه ای یافتم         ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد        ندیدم که رحمت بر این خاک باد

تولای مردان این پاک بوم              برانگیختم خاطر از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان         تهیدست رفتن سوی دوستان

به دل گفتم از مصر قند آورند                 بر دوستان ارمغانی برند

مرا گر تهی بود از قند دست          سخن های شیرین تر از قند هست

نه قندی که مردم به صورت خورند          که ارباب معنی به کاغذ برند»

گزیده اشعار رودکی